تبليغاتX
((مهدی گمشده...))

((مهدی گمشده...))
دست نوشته های یه گمشده در زمان.


 

تاحالا به ازدواج باهاش فکر نکرده بودم !

آخه همیشه می دونستم که نمیتونم ببینمش،پس چه فایده؟!!

حالا که خوب فکر میکنم ، می بینم که ندیدن بهانه خوبی برای ازدواج نکردن نیست!

 مگه اینهایی رو که میبینم چه گلی به سرم زدن ؟!

 بعد از کلی کتاب خوندن در موردش، فهمیدم که چه چیزهایی دوست داره و

از چه چیزهایی بدش میاد!

" پول براش مهم نیست !!! هیچ وقت زیر قولش نمیزنه وبه خاطر یک پیشنهاد

جدید کسی رو که  تموم وجودش برای اون می تپیده رو نمی فروشه!!!؟

 به تمام معنا عاشق میشن !!!

حتی بعد از مرگ هم soul mate  باقی میمونن!

 Neverland شهر مورد علاقه اونه، درست مثل من!

 از همه مهمتر برای من این بود که محدود به مکان نیست !

 هیچوقت اسمش رو بهم نگفت ،ولی من اسمش رو گذاشتم shero و سعی کردم

براش hero باشم..

از جنس خاک نیست !

از خاندان Bogey ها  است!!

فرداشب قرار خاستگاری گذاشتیم ...تو قبرستون درست کنار مرده شور خونه

 تا بهش نشون بدم ازخیلی از زنده ها متنفرم ومنتظر زمان مرگم هستم تا بتونم ببینمش !

شما هم اگه دوست دارین تشریف بیارین ولی یادتون نره با خودتون یک کاسه خون

 بیارین که قلب شکستتون توش باشه.

منتظرتون هستم !!!

                                                                

+ نوشته شده در 0:48 AM نویسنده مهدی |