تبليغاتX
((مهدی گمشده...))

((مهدی گمشده...))
دست نوشته های یه گمشده در زمان.


                                 

 

خیلی خیلی که از خواب خسته میشه, تازه میاد

 

و میگیره میخوابه! اونوقتی که خیلی خیلی  از

 

مرگ میترسه به خودش میگه که دیگه وقت خودکشیه

 

 وقتی که خیلی خیلی به یه چیزی فکر میکنه,

 

میفهمه داره فکر می کنه که بایدبه چیزی فکر

 

نکنه!آخرش هم خیلی خیلی تصمیم میگیره که

 

دیگه کاری رو خیلی خیلی انجام نده!چون خیلی

 

خیلی وقت نداره !!!

 

+ نوشته شده در 12:9 PM نویسنده مهدی |